لشگر شادی گرفت ملک جهان را

(باَبی أنتَ و اُمّی یاحسن) 2
***

لشگر شادی گرفت ملک جهان را
کرد مسخّر همه کون و مکان را

برد به یک حمله دل پیر و جوان را
داد به جسم وجود روح و روان را

خیز و به‌ پایش فدا کن سر و جان را
داری اگر کن نثار خوب‌تر از جان

***
وجد و سرور و شعف گشته عبادت

مهر فلک داده با خنده شهادت
آمده بر شیعیان دور سیادت

دور سیادت مگو صبح سعادت
صبح سعادت مگو روز ولادت

ولادتِ حجّتِ قادر منان
***

یازدهم اختر برج ولایت
ماه محمّد جمال شمس هدایت

ابر کرم فُلک جود، بحر عنایت
قصّة فضل ورا نیست نهایت

کار نمی‌آید از شعر و حکایت
لال در اینجا بود منطق انسان

***
عروس زهرا حُدیث، قرص قمر زاد

هشتم ماهِ ربیع پاک پسر زاد
بهر امام دهم نور بصر زاد

از شجرِ احمدی طرفه ثمر زاد
بلکه برایِ همه خلق پدر زاد

خلق به خاک درش، در خطِ فرمان
***

او که به صلبش بُود، مُصلح عالم
او که به خاکش بود چهرۀ آدم

او که ثنایش کنند آدم و خاتم
او که مدیحش بود ذکرِ دمادم

جنّت بی‌جلوه‌اش خانۀ ماتم
دوزخ در سایه‌اش روضۀ رضوان

***
اهل ولا سرخوش از ساغر اویند

خلق خدا جمله در محضر اویند
جن و ملک سر به سر عسگر اویند

پیر و جوان چون گدا، بر در اویند
خیل نبیّین ثنا گستر اویند

بلکه خدا وصفِ او گفته به قرآن
***

از افق حسن غیب ماه برآمد
مهر جمالات حق جلوه‌گر آمد

یا رُخ پیغمبر از پرده درآمد
یا که علی را مبارک پسر آمد

یا پدر حجّتِ منتظر آمد
حُسن حَسن در حسن گشته نمایان

***
او که سراپا بود روح مجرّد

او که به مهرش کم است خلد مخلّد
او که ز قهرش دمی است نار مؤبّد

او که سلامش دهد، خالقِ سرمد
او که ثنایش سرود شخص محمّد

من به چه مضمون کنم مدحتش عنوان
***

این حَسنی حُسن حّیِ متعال است
این گل نورستۀ احمد و آل است

یازدهم قبلة اهلِ کمال است
هم به‌خدا مظهرِ حُسن و جمال است

هم به نبی وارثِ قدر و جلال است
جلوۀ خوبان رویِ گشته فروزان

***
ای پدر و مادرم هر دو فدایت

ای به لب اهل ذکر مدح و ثنایت
قبلة دل‌های پاک، صحن و سرایت

باغ جنان عاشقِ روی گدایت
مستیِ اهل دل از جام ولایت

تا که شود بر سرِ کوی تو قربان
***

گرچه تنت کرده در سامره منزل
لیک بود چون خدای، جایِ تو در دل

عصیان با عفو توست، طاعتِ کامل
طاعت بی‌مهرِ توست، کوششِ باطل

گردد بر مور اگر، لطف تو شامل
گیرد از اقتدار، جاهِ سلیمان

***
هم تو به جسم وجود روح روانی

هم پسرِ رهبر کشور جانی
هم پدر مِصلح کلِّ جهانی

هم به جمالِ خدا نور عیانی
هم به دلِ اهل دل راز نهانی

هم شده بر دردِ جان، نام تو درمان
***

روی تو زآغاز بود شمع مُرادم
دوستی‌ات از نخست مانده بیادم

گر بپذیری مرا دل به تو دادم
هست همین هستیِ روز معادم

شعلۀ عشقت کشد سر ز نهادم
جان‌و تنم را در این شعله بسوزان

***
گرچه بود طلعتت از همه مستور

دیدۀ دل را دهد یادِ رُخت نور
وای بر آن دیده‌ای کز تو بُود کور

آه به حال دلی، کز تو شود دور
بارگه‌ات را بود بارقۀ طور

نقشِ زمینش هزار، موسیِ عمران
***

جز به سر کویِ تو راه نپویم
جز به لبِ جویِ تو نامه نشویم

دیده به هر سو نهم، رویِ تو جویم
دست به هر گل برم، عطر تو بویم

میثمم و غیرِ مدح از تو نگویم
تا به سرِ دارِ عشق، بگذرم از جان

شاعر: استاد حاج غلامرضا سازگار
***
حاج مهدی سلحشور
مطلع:

لشگر شادی گرفت ملک جهان را

ذاکر:

حاج مهدی سلحشور

سبک:

شور میلاد

موضوع:

امام حسن عسكري عليه السلام

سال:

1394

0
2
1394
حاج مهدی سلحشور
امام حسن عسكري عليه السلام
شور میلاد

نوای هیئت بزرگترین بانک صوت و متن مداحلی کشور

نوا سامانۀ جامع مدح و مرثیه است. در این سامانه سعی داریم با استعانت از پروردگار متعال و با امید به نگاه اهلبیت علیهم السلام به ارائۀ محتوای به روز و دسته‌بندی شده بپردازیم. از شما می‌خواهیم اولاً با دعای خیر و دوماً با نظرات خود در این مسیر یاری نمایید.