جبرئيلي كه از او جلوه رب مي ريزد

جبرئيلي كه از او جلوه ي رب مي ريزد
به زمين آمده و نُقل طرب مي ريزد

دارد از نخل خبرهاش رُطب مي ريزد
خنده از لعل لب «بنت وَهب» مي ريزد

آمنه، پرچم توحيد برافراشته اي
آفرين، دست مريزاد، كه گل كاشته اي

***
پيش گهواره ي خورشيد، قمرها جمع اند

ملك و حور و پري، جن و بشرها جمع اند
بعد تو شايد و امّا و اگرها جمع اند

جلوي بت كده ها باز تبرها جمع اند
ماه و خورشيد و فلك مژده به عالم دادند

لات و عُزّي و هَبَل، سجده كنان افتادند
***

«يوسف مكّه» شدي بس كه جمالت زيباست
چه قدَر اي پسر آمنه، خالت زيباست

رحمت واسعه اي، خلق و خصالت زيباست
چه كسي گفته كه زشت است بلالت؟، زيباست

اي كه در دلبري از ما يد طولي داري
«آن چه خوبان همه دارند تو تنها داري»

***
هدف خلقتي و «خواجه ي لولاك» شدي

«انّما» خواندي و از رجس و بدي پاك شدي
يكي يك دانه ي حق، محور افلاك شدي

در جنان صاحب يك باغ پر از تاك شدي
ما كه از باده ي پيغمبري ات مدهوشيم

فقط از جام تولاي تو مِي مي نوشيم
***

تا تو هستي به دل هيچ كسي غم نرسد
از كرم خانه ي تو هيچ زمان كم نرسد

به مقام تو كه درك بني آدم نرسد
پر جبريل به گرد قدمت هم نرسد

شب معراج، تو از عرش فراتر رفتي
به ملاقات علي، ساقي كوثر، رفتي

***
آمدي امر نمايي كه امير است علي

ولي الله وَ مولاي غدير است علي
اوج فتنه بشود باز بصير است علي

صاحب تيغ دو دم، شير دلير است علي
چه بلايي به سر اهل هنر آورده

ذوالفقارش كه دمار از همه در آورده
***

«اوّل ما خلق الله» فقط نور تو بود
حامل وحي خدا خادم و مأمور تو بود

يكي از معجزه ها سبحه ي انگور تو بود
دوستي علي و فاطمه منشور تو بود

ما گرفتار تو و دختر و داماد توايم
تا قيامت همگي نوكر اولاد توايم

***
پشت تو فاطمه و حضرت حيدر ماندند

اهل نجران، همه در كار شما در ماندند
نسل تو سبز و حسودان تو ابتر ماندند

نوه هايت همگي سيّد و سرور ماندند
اي پيمبر چه نيازي به پسرها داري ؟

صاحب كوثري و حضرت زهرا داري
***

اي عباي نبوَي، پنج تنت را عشق است
اي اولوالعزم، علي، بت شكنت را عشق است

ياس خوشبو و حسين و حسنت را عشق است
مي نويسم كه اويس قَرَنت را عشق است

بُرده هوش از سر ما عطر اويس قرني
حرف من حرف اويس است: تو در قلب مني

***
زندگي تو كه انواع بلاها را داشت

با وجودي كه ابوجهل سر دعوا داشت
خم به ابروت نيامد، لب تو نجوا داشت

صبرت ايّوب نبي را به تعجّب وا داشت
بُت پرستي كه براي تو رجز مي خواند

به خدا مال زدن نيست خودش مي داند
***

اي كه در شدّت غم چهره‎ي بازي داري
چون مسيحا چه دم روح نوازي داري

تا كه چون شير خدا شير حجازي داري
به فلاني و فلاني چه نيازي داري؟

كوري چشم حسودان زمين خورده و پست
افتخار تو همين بس كه كلامت وحي است

***
عشق تو عاشق بي تاب عمل مي آرد

قمر روي تو مهتاب عمل مي آرد
خَم ابروي تو محراب عمل مي آرد

خاك پاي تو زر ناب عمل مي آرد
همه ي عشق من اين است مسلمان توام

عجمي زاده و همشهري سلمان توام
شاعر: محمد فردوسي

***
کربلایی حسین طاهری
مطلع:

جبرئيلي كه از او جلوه رب مي ريزد

ذاکر:

کربلایی حسین طاهری

سبک:

شعر مدح

موضوع:

پيامبر اعظم صلوات الله عليه و آله

سال:

1395

100
100
1395
کربلایی حسین طاهری
پيامبر اعظم صلوات الله عليه و آله
شعر مدح
شبکه های اجتماعی
اینستاگرام تلگرام

نوای هیئت بزرگترین بانک صوت و متن مداحلی کشور

نوای هیأت با استعانت از حضرات معصومین علیهم السلام و با الطاف بی‌کران پروردگار، از سال 87 با دغدغه‌ی شخصی و به صورت نرم‌افزار چندرسانه ای، تولید و عرضه شد و با استقبال خوبی از طرف ذاکرین اهلبیت روبرو شد. از آنجا که این محصول پاسخ گوی یکی از نیازهای اصلی یعنی پیاده سازی شعر و سبک است، همواره مورد پیگیری ایشان بوده است. از سال 94 با توجه به همه گیر شدن تلفن های همراه هوشمند، با حمایت مادی و معنوی سازمان فضای مجازی سراج در تأمین بخش اصلی هزینه‌ها و اختصاص زیرساخت فنّی، نرم افزار تلفن همراه نوای هیئت تولید و منتشر شد. یکی از نیازهای اصلی ذاکر دسترسی به اشعار و سبکهای مناسب و به روز است و غالباً اشعار و سبکهای ذاکرین شاخص مورد استفاده ی طیف عظیمی از ذاکرین کشور قرار می گیرد. نوای هیأت این نیاز را به شیوه ای جدید پاسخ گفته است. نوآوری صورت گرفته هم زمانیِ رؤیت متن و صوت مداحی‌هاست. آموزشی که در دل این نمایش هم زمان وجود دارد و تأملی که در شیوه ی اجرای ذاکرین شاخص خود به خود اتفاق می افتد، نرم افزار را بسیار کاربردی نموده است.